X
تبلیغات
پایگاه آموزشی جوانان - با نامزد خود چگونه رفتار کنیم؟

پایگاه آموزشی جوانان

با نامزد خود چگونه رفتار کنیم؟

يکي از مسائلي که براي کساني که در فکر ازدواج هستند وجود دارد، ترس از اين اتفاق است. شخصي که ازدواج نکرده است با نگاه کردن به اطرافيان مانند والدين خود يا خواهر و برادر و يا فاميل سعي در کسب تجربه در مورد ازدواج و زندگي زناشوئي ميکند و زماني که در خانواده طلاق هست و يا مکررا گله و شکايت از زندگي مشترک را از اطرافيان ميشنود به اين فکر ميکند که اصلا چرا ازدواج کنم و خود را به چنين دردسري بياندازم. از طرفي هم اين خواسته ذاتي انسانهاست که ازدواج کنند و تشکيل خانواده بدهند. اين تضاد دروني براي شخص ايجاد اضطراب و سردرگمي ميکند. در حالي که اين شخص به جاي توجه به تقاط منفي زندگي مشترک اطرافيانش ميتواند به اين انديشه باشد که با انتخاب درست و با ياد گيري و تکرار نکردن اشتباهات آنان ميتواند زندگي مشترک خوبي را داشته باشد


مسئله ديگراين است که اشخاصي که به فکر ازدواج هستند، اگر در ابتدا با خود کامل نشوند و خواسته قلبي خود را در مورد ازدواج و تشکيل خانواده ندانند مسلما در انتخاب خود دچار لغزش ميشنوند که اين خود ميتواند شروع يک ازدواج ناموفق را به همراه داشته باشد.خيلي از افراد زماني که به آنچه که از زندگي مشترک و ازدواج مي خواهند فکر ميکنند و يا از آن صحبت ميکنند، انچه را که نمي خواهند را مي دانند ولي آنچه را که ميخواهند را نه. براي مثال ميدانند که نميخواهند رفتار همسرشان با او مانند رفتار مادرشان با پدر و با بلعکس باشد ولي اين که رفتار همسرشان با او چگونه باشد را نميدانند. شما بايد خود را بشناسيد و آگاه باشيد که هدف شما از ازدواج چيست و چه چيزهايي شما را خوشحال ميکند و چه چيزهايي ناراحت و بعد از اين با آگاهي که داريد شروع به انتخاب همسر خود و فکر به ازدواج کنيد
بيشتر افراد زماني به مسئله ازدواج فکر ميکنند که احساس ميکنند عاشق شده اند و شخص مورد نظر خود را براي زندگي پيدا کرده اند. اولين مرحله عشق اين است که يک زن و مرد نسبت به هم کشش و تمايل پيدا ميکنند. چون در زماني که تازه با هم آشنا شده اند و يکديگر را درست نميشناسند مسئله کشش و جاذبه اي که ميان اين دو به وجود آمده است, احساس دوست داشتن و تمايل را ميانشان بوجود مي آورد که البته لازم به ذکر است که کشش جنسي ميان زن و مرد يکي ار لازمه هاي زندگي موفق هست ولي نه تنها لازمه.در اينجا ست که اگر زن و مردي تنها به دليل اين کشش و علاقه با هم ازدواج کنند بدليل اينکه فرصت کافي براي شناخت همديگر را نداشته اند بعد از مدتي تفاوت هاي ميان يکديگر را ميبينند و متوجه مي شوند . بعد هم اختلافات ميانشان شروع ميشود که يا به جدايي ميرسد و يا اينکه زندگي ناراضي و ناراحتي را خواهند داشت. مرحله ديگر اين است که ميان اين دو فرد دوستي بوجود ميايد که صميمي و صادقانه است. درست مانند دوستي دو زن و يا دو مرد. اين دوستي زماني صادقانه و درست است که زن و مرد در کنار هم کاملا احساس امنيت و راحتي کنند و همه چيز را با هم در ميان گذاشته و هيچ سر و رمز از هم پنهان نداشته باشند.مرحله بعدي شناخت يکديگر و دوست داشتن يار براي آنکه هست و شخصيتي که دارد پذيرفتن رفتارها و شخصيتهايي که دوست ندارند. زماني که ميان يک زن ومرد تمام اين سه مرحله بوجود بيايد ميتوان آن دو را عاشق حقيقي يکديگر خطاب کرد. بعد از اينکه عشق و کشش ميان دو شخص ايجاد شد درواقع مرحله سنجش که يکي از مراحل قبل از ازدواج است اتفاق مي افتد که در واقع به شخص کمک مي کند تا بسنجد که شخص مورد نظرش براي ازدواج کسي است که او عاشقش است و از لحاظ احساسي خواسته هاي او را برآورده ميکندو يا نه
يکي ديگر ازمراحل قبل از ازدواج شناسائي طرف مقابل و خانواده او از لحاظ اجتمائي، فرهنگي و اقتصادي مي باشد. اگر هر دو خانواده از تمام لحظاط مطرح شده تقريبا در يک سطح باشند به موفقيت بيشتر ازدواج کمک ميکند چرا که هر دو طرف مي توانند به دليل هم سطح بودن شرايطشان يکديگر را بهتر درک کنند و لمس شرايط يکديگر برايشان آسان تر مي باشد. به همچنين احترام گذاشتن به باورها و عقايد يکديگر نيز مسئله بسيار مهمي در زندگي مشترک هست که اگر براي مثال يک طرف اهل هنر و موسيقي است و طرف ديگر اهل بيزنس با مثبت نگري به باورهاي يکديگر مي توانند اختلاف باورهاي خود را برطرف کنند ولي اگر چنين نباشد با مشکلات زيادي روبرو خواهند شد. مسئله ديگر در هم سطح بودن از لحاظ فرهنگي اين است که براي مثال زن دوست دارد که بيرون برود، مهماني بدهد و يا به مهماني برود ولي مرد با او هم سطح نيست و دوست دارد بيشتر زمان خود را در خانه و تنها بگذراند و باعث مشکل و اختلاف ميشود
از لحاظ اقتصادي زماني که زن و مرد تقريبا در يک سطح نباشند اختلاف عقيده اي که برايشان بوجود ميايد اين است که اگر يکي از انان سطح بالا و ديگري سطح پائين باشد هميشه طرفي که در سطح پائين مالي هست احساس حقارت و يا ناتواني ميکند. مسئله هم سطح بودن به اين معني نيست که اين ازدواج حتما موفق خواهد بود بلکه فقط به موفقيت ازدواج کمک ميکند و شانس آن را بالا ميبرد
مسئله که مي توانند بسيار روي موفق بودن يا نبودن ازدواج تاثير بگذارد، دليل ما براي ازوداج است. اگر ما بدليل اينکه فقط براي رهايي از محيط خانواده خود و دستيابي به يکسري از آزادي هايي که بدنبالشان هستيم ازدواج کنيم، مطمئنا اين ازدواج درستي نيست چرا که براي رهايي از شرايط خود بدون اين که سنجش و شناخت درستي داشته باشيم ازدواج ميکنيم. به همچنين، زماني که دليل ازدواج ما فرهنگي هست که در آن بزرگ شده ايم به ما گفته شده که از نظر فرهنگي بايد در سن خاصي ازدواج کنيم و ما در آن سن حتي اگر آماده نيستيم و يا شخصي را که براي زندگي در نظر داريم را پيدا نکرده ايم ازدواج کنيم احتمال اين که ازدواج ما موفق باشد کمتر ميشود. يکي ديگر از دلايل براي ازدواج که شانس موفق بودن آن را کم ميکند اين است که ما صرفا براي بچه دار شدن اين کار را بکنيم. چرا که دوباره ما بدون آگاهي و شناخت با کسي ازدواج ميکنيم که شايد هيچ يک از خواسته هايي را که ما از همسرمان در زندگي مي خواهيم نداشته باشد و اين به زندگي مشترک ما لطمه وارد کند
مسئله بسيار مهم در مورد ازدواج اين است که ما خودمان را براي ازدواج و زندگي مشترک آماده کنيم. چون اين که طرف مقابل ما چه کسي است. آيا ما را دوست دارد يا نه؟ آيا خواسته هاي مرا براورده ميکند يا نه؟ مهم است ولي کافي نيست زيرا که قسمت عمده زندگي مشترک موفق در خود ما خلاصه ميشود. اين که انتخاب ما چيست،شناخت خود و خواسته ها و نيازهاي خود، چه راه و روشي را در زندگي در پيش خواهيم گرفت و حتي اين که چه قدر حاضر به گذشت هستيم است که موفقيت در ازدواج را به بالاترين درجه ميرسانند
يکي از بهترين اقدام هايي که ما ميتوانيم براي ازدواج موفق و خوب بکنيم مراجعه به مشاورين و متخصصين قبل از ازدواج است تا با روشهاي تشخيص درست و گفتگو کردن صحيح درصد موفقيت را در ازدواج بسيار بالا ميبرد
دکتر فوژان زيني و فرزانه خزرائي
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط کیوان(مدیریت)