پایگاه آموزشی جوانان

چگونه با دختر مورد علاقه خود ارتباط برقرار کنیم؟(+18)

چگونه با دختر مورد علاقه خود ارتباط برقرار کنیم؟

گرد اوری:کیوان


نيازهاي عاطفي و غرايز ديگر در ايام جواني يا نوجواني، آدمي را به سوي دوست داشتن سوق مي دهد که البته اين امر طبيعي و غريزي است و کمتر مي توان راهي براي گريز از آن پيدا کرد. آن چه در اين مقوله اهميت دارد کنترل عقلاني بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است که ممکن است فرد را به گرفتاري هاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد. شما بايد بدانيد و مسلماً مي دانيد که هر کاري انجام مي دهيم براي رسيدن به يک هدف يا اهدافي است،
مثلاً صبح با هدف رفتن به مدرسه از منزل خارج مي شويم و يا غذا مي خوريم تا سير شويم،
حال هدف شما از رابطه با آن دختر چيست؟ آيا به پيامدي که در انتظارتان است فکر کرده ايد؟ آيا عاقبت اين دوستي ها خوب است يا به آبروريزي و رسوايي مي انجامد؟ آيا اين دوستي در زندگي آينده شما تاثيري ندارد؟ احتمال دهيد که شما در آينده با دختر ديگري ازدواج کرديد و رابطه قبلي شما با اين دختر براي همسرتان فاش شد؛ فکر نمي کنيد که زندگي تان دچار آشفتگي و دلسردي مي شود؟ آيا حال که تحصيل مي کنيد مشغوليت ذهني برايتان به وجود نمي آيد؟ چون همان طور که مي دانيد ذهن در آن واحد در دو موضوع نمي تواند متمرکز شود،
پس اگر شما دائم با آن دختر رابطه داشته باشيد و فکر او هميشه در ذهن شما باشد فکر مي کنيد مي توانيد به درس و پيشرفت خود بينديشيد ؟ در ضمن رفاقت دختر و پسر معمولاً مخلوط به کارهاي خلاف شرع و فرهنگ است،
اگر هم در اول ارتباط چنين خلاف هايي صورت نگيرد اين نوع رابطه به سمت عادي شدن چنين کارهايي پيش مي رود،
بزرگترها چون به تجربه از حالات اتفاق افتاده در چنين روابطي و نيز از عاقبت آن ها آگاهند وجود اين نوع ارتباط ها را نمي توانند قبول کنند و همواره نسبت به آنها مشکوکند. آن چه در جامعه مي گذرد و مي بينيم و مي شنويم مؤيد اين است که بايد از اين نوع روابط احساس خطر کرد چرا که موجب آسيب روحي به خود فرد و نهايتاً حالت سرخوردگي و افسردگي مي شود. اما اگر به ازدواج با او فکر مي کنيد بايد بدانيد که يکي از تفاوتهايي که بين رابطه دوستي و ازدواج يک پسر و دختر با همديگر وجود دارد اين است که در رابطه دوستي، فضاي حاکم يک فضاي کاملاً احساسي و عاطفي است و کمتر صحبت از معيار و ميزان و ملاک به ميان مي‌آيد و چون کاملاً عاطفي است، در شکل گرفتن و تداوم اينگونه روابط فقط احساسات و عواطف وجود دارد. يعني اگر دختر و پسر بدون هيچ معيار و ملاکي از يکديگر خوششان آمد با هم دوست مي‌شوند،
تا زماني که عواطف و احساسات بين آنها حاکم است رابطه آنها نيز ادامه دارد و شايد مشکلي بوجود نيايد. چون در دوستي مسئوليت، تکليف ، تعهد و ... وجود ندارد و همين که دو طرف از نظر احساسات اشباع شوند برايشان کافي است. ولي در زندگي مشترک کاملاً فضا متفاوت است يعني زندگي مشترک يکي از اجزائش محبت است البته دقت کنيد که گفتيم محبت، نه احساسات و عواطف ولي اجزاء و ارکان بسيار اساسي و مهم ديگري هم دارد که در صورت وجود نداشتن آنها زندگي مشترک با چالش و مشکل مواجه مي‌شود. به همين خاطر است که انديشمندان توصيه مي‌کنند قبل از تصميم براي ازدواج دختر و پسر بايد ملاکها و معيارهايي براي خود اختيار کنند و به دور از هرگونه احساسات يکديگر را ارزيابي کنند و در صورت وجود آن معيارها تصميم به ازدواج بگيرند زيرا اگر احساسات بر کسي غلبه کرد ديگر عقل و حکم عقل برايش جايگاهي ندارد؛ از طرفي شرائط و ويژگي هايي براي مرد و زن الزامي است که با داشتن آن شرايط مي توانند براي ازدواج اقدام کنند. بعضي از اين شرايط عبارتند از:
1-
رشد جسماني
: يعني زن و مرد آمادگي هاي فيزيولوژيکي براي ازدواج را داشته باشند.
2-
رشد اخلاقي
: زن و مرد اصول اخلاقي، از قبيل احترام به يکديگر، ملايمت در سخن گفتن، گذشت و عفو و اغماض را حتي الامکان رعايت کنند.
3-
رشد اجتماعي
:زن و مرد بايد قادر به ايجاد رابطه اجتماعي بوده و به ديگران احترام بگذارند و نقش و وظايف و مسئوليت هاي خود را در برابر مناسبات اجتماعي به نحو مطلوب انجام دهند.
4-
رشد عقلي
: به توانايي و قابليت انديشيدن و قدرت تميز صحيح از غلط اشاره دارد.
5-
رشد عاطفي
: به توانايي در مورد احساسات منفي و مثبت و بروز نفرت ، خشم ، عشق و شادي در محدوده مورد قبول اشاره دارد. زن و مرد بايد توانايي داد و ستد عاطفي و تبادل مهر و محبت را داشته باشند.در ارتباط با آقايان از جمله شرايط ديگر با توجه به شرايط فعلي اجتماعي و اقتصادي مي توان به وجود شغل مناسب، گذراندن خدمت سربازي، قدرت اداره زندگي از نظر اقتصادي، توانايي فراهم کردن مسکن اشاره داشت. علاوه بر مطالب فوق، موارد زيادي داشته‌ايم که دختر و پسر حتي با يکديگر نامزد مي‌کنند و يا عقد مي‌خوانند
و دختر به محض اينکه دانشگاه قبول مي‌شود از تصميم خود منصرف شده و شروع به ناسازگاري مي‌کند تا بتواند از پسر جدا شود و با شخص ديگري ازدواج کند. دليل آن هم مشخص است، چون که زمان آشنايي آنها با يکديگر در دوران بلوغ بوده و ثبات فکري و شخصيتي نداشته‌اند و حتي از وضعيت آينده خود آگاه نبوده‌اند و پس از اينکه شرايط تغيير کرده، تصميم آنها نيز متزلزل شده است.حال با توجه به موارد فوق قضاوت را به عهدة خود شما مي‌گذاريم. چون دوران شما دوراني است که بايد از موقعيت هاي تحصيلي و خانوادگي خود حداکثر استفاده را بکنيد و مدارج پيشرفت را يکي يکي طي کنيد، پس ذهنتان را با اين مطالب مشغول نکنيد چون در نهايت چيزي که عايدتان مي شود مشغوليت ذهني، افت تحصيلي و در صورت فاش شدن رابطه شما باعث بي آبرويي مخصوصاً براي دختر مي شود و ديگر اطمينان خانواده اش از او سلب خواهد شد.پس سعي کنيد خود را با فعاليت هاي هنري، ورزشي، فني مشغول کنيد و خود را براي زندگي پرنشاط و سراسر عشق با همسر آينده تان آماده کنيد.

برداشت با ذکر منبع مجاز است.

وبلاگ در ایمیل شماست...در خبرنامه عضو شوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 5:29 قبل از ظهر  توسط کیوان(مدیریت)